مورخان به این نتیجه رسیدند که تاریخ به دو دسته قبل از اختراع خط و بعد از آن تقسیم می کنند؛ زیرا اختراع خط یک تحول بزرگ در تاریخ بود، از این نظر که باعث شد انسان ها بتوانند یک اطلاعات را در تاریخ ثبت کنند. البته انسان های اولیه هم نقاشی هایی بر روی دیوار غار هایشان می کردند اما آن زبان نبود، چون زبان چیزی است که یک انسان غارنشین دیگر آن را بفهمد. اما دلیل اصلی نقاشی های انسان های اولیه، ذهنیت و احساس مالکیت آن حیوان که در نقاشی بود ، بود.
چند تا نکته کلاسی:
ما گاهی از کنار کلمات و اعداد ساده می گذریم و به آن ها توجه نمی کنیم، در حالی که این اعداد ممکن است یک معنای مقدس داشته باشد یا بعضی کلمات و معنای دیگری داشته باشد؛ مانند جهل که گاهی به معنای حلم هم به جای نادانی می دهد یا عدد خرافی سیزده.
در زمان قبل از ظهور اسلام، وضعیت های مختلف شبه جزیره عربستان چه بود؟
وضعیت سیاسی: در آن زمان شبه جزیره عربستان موقعیت سیاسی بسیار خوبی داشت، زیرا اقیانوس هندی که دسترسی خوبی به آن داشت، مشیر کشتی های بازرگانی زیادی بود و به تنگه هرمز و تنگه های دریای سرخ و کانال سوئز (که بسیار مهم بودند) هم دسترسی بسیار خوبی داشت و می توانستند آن ها را ببندند که این ها مزیت های بسیاری بودند.
وضعیت طبیعی: بر خلاف وضعیت خوب سیاسی آن زمان، وضعیت طبیعی شبه جزیره عربستان بسیار بد و نامتناسب بود چرا که آب و هوای در آن جا بسیار گرم و خشک بود و زمین آنجا هم به دلیل شن های صحرا قابل کشاورزی نبود و همچنین در آنجا چشمه های بسیار کمی پیدا می شد و گیاهان کمی هم در آنجا رشد می کردند و امکان زندگی و حیات حیوانات اقتصادیی مانند گاو یا گوسفند یا ..... نبود .
تذکره = ویکی پدیا قدیم
ما از حنظه بادغیسی کم اطلاعات داریم چون اون موقع تذکره نویسی رواج نداشته
(غیاثای حلوائی یک شاعر بوده که آبله می گیره و بعد کور میشه از پشت بام می افتد و می میره)
بهشت شاعرا هند بوده
در قدیم در تهران رک بودن رواج دارندو در کلام بی پروا بود
بعضی از شاعرا سود جو بودند و چون این شعر ها نسخه خطی بوده به نام خودشان با کمی تغییر چاپ می کردند
صفاریان و طاهریان و آل بویه دوران طلایی اسلام است
آل بویه رفت بغداد رو گرفت ولی خلیفه رو نکشت
طاهریان مستقل بودند ولی خب باج هم می دادند
صفاریان کلا مستقل بودند ولی نرفتند که بگیرند
صفاریان کارشون روی گری بود
عیار = از کاروان های پولدار می دزدیدن و به فقیر ها می دادند (رابین هود اون زمان)
1- جلو زن و بچه کاری نداشتند
2- کاری به ضعیف ها نداشتند
بایبل : یک نوع کاغذ که خیلی نازک و مرغوب است و حتی قرآن هم با این کاغذ چاپ می کنند
قبل ها مردم به غیر از خودشون به بقیه هم کمک می کنند (مشاغل کوچیک محلی)
مثلا یارو می گفت من که این چینی شکسته رو دارم حالا برم بدم این چینی بهم زنه یه نونی بخوره
ایران پرچمدار علم و دانش بودند
هم تاسف بار هم خوب
از اینکه چیز خوبی برای گذشته بود ، ولی خب بوده الن دیگه ...
ذهنیت : تصور و تصویر واقعیت در ذهن ما
ذهنیت : میشه اون چیزی که ما تو ذهنمون هست
عینیت : اون واقعیت هست
وشم گیر = کبک گیر
بیرونی: قطر کره زمین!
گرگان وسایلش کم بود
هندوستان گرفت
40250
یعنی در علوم مختلف زمانهی خودشون اند دانشمند بودند
اما
نویسنده و شاعر موفق
ذهنیت خلاق داره
هنرمند
یعنی بتونه ذهنیت رو تغییر بده یا بسازه
اسلام پذیری ایرانیان !
ایرانیان 4 تا حالت داشتند !
مهارجرت
جزیه
جنگ
مسلمون شدن ( و استفاده از شرایط اعراب )
چرا ایرانیان ناگهان 4000 نفر از لشکر ایرانیان به مسلمانان پیوستند .
بعضیا میگن ایرانیا ترسو بودن
علل اسلامپذیری ایرانیان: ۲ گونه!
علل جامعهشناختی ==> اتفاقات در جامعه که جامعه مقبول به اسلام شدند ==> خستگی از نظام طبقاتی ==> قحطی یا طاعون یا وضع بد اقتصادی ==> ظلم موبدان
ظلم ساسانی / عدالت اسلامی
زجر کشی مانی
علل دین شنناختی
==> ماجرای هزاره
تقویم مذهبی هر دین ==> کریسمس و شهادت حضرت فاطمه و ...
زردشتی ها
میگفتن عمر دنیا 12000 ساله
رسیده بودیم به 3000 سال آخر
میگفتم سر هر 1000 سال یک اتفاق آخرالزمانی به وجود میاد
هوشیدر ==> مثل یک منجی
میگفتم 3 تا منجی
سر هر هزاره میاد
هوشیدر
مردم منتظر یه اتفاق بودن
بغضیا میگن سر 1000
پیامبر ظهور می کند
مردم میگفتن
خب الان یه منجی میاد
بعد همه چی خوب میشه
مثلا سر یکی از هزاره های قبلی
یکی اومد که خورشید 10 روز تو آسمون موند
یه گرگی اومد که خیلی قدرت دات و ....
مردم فقط متظر بودن
هیچ کاری نمی کردن
میگفتن الان میاد دیگه ...
==> ماجرای شباهت ها
کتاب معینای خرد
درمورد مرگدر زرشتت گفته که
بعد مرگ
روح ( روان ) برای 3 روز گریه میکنه
و اگه روحت بد باشه فرشته میاد و میکشه و میبره ولی اگه خوب باشه با مهربانی می بره
سروش ==> خروس
اگه خوب باشی فرشته رو خوب و زیبا ی بینی
اگه بد باشی بد میبینی
چینوت
یا
چینود
پلی هست که آدم بعد مرگ ازش رد میشه
اینها باورای زرتشتی هست
حالا مسلمانی
اومده به زرتشتی میگه پل صراط چیه
زرتشتیه میگه عه
اینکه همون چینوت پل خودمونه :)
یا مثلا معاد
زرتشیت ها خودشون معاد داشته
مثلا نماز
مسلمانیه میگه باید صلاه به جا بیاره
بعد زرتشتیه میگه ایولااا
همون نمازه دیگههه
بعد اعراب هم دوست ندارن ایرانیا مسلمون شن
میگفتن باید نجس و پاکی داشته باشی ها
رتشتیه میگه ما هم تو زرتشت داشتیم بابااا
به این میگن نظریه وحدت متعالی ادیان
اگه جای اسلام بودا بود
زرتشتیا میگفتن وات د فاز
سعد تو چادرش بود
پیک اومد گفت اقا یک یاومده ببیندتون
گفت بگو بیاد تو
گفت نم یتونه
گفت زبون نفهم و ...
بعد دید طرف 2/5 متره
گفت ما میخوایم بجنگیم
زبون نفهم و ...
گفت برا ما بجنگ
هرچی سلاح و ...
برا شما
زمینش برا ماا
سس ماست
تولد علم کلام مبارک
کسی که در علم کلام ماهره میگن متکلم بهش
علم دفاع از باور های دینی
میز گرد
بین مسیحی و مسلمون و ...
علم بحث کردن
بیت الحکمه
کتابخانه بزرگ عباسیان
https://www.cgie.org.ir/fa/article/229233/%D8%A8%DB%8C%D8%AA-%D8%A7%D9%84%D8%AD%DA%A9%D9%85%D9%87
جاسوسان عباسیان
میرفتم بین کاروان ها و ...
کتاب هاشونو می خریدن
عباسیان به علم توجه می کردن !!!!!
ابن مقفه
یا روزبه
رییس مترجمان عباسیان در بیت الحکمه
کتاب های مختلف را از زبان های دیگه به عربی ترجمه کردند
پزشکی تا .... علم ستاره شناسی
https://www.cgie.org.ir/fa/article/224599/%D8%A7%D8%A8%D9%86-%D9%85%D9%82%D9%81%D8%B9%D8%8C-%D8%A7%D8%A8%D9%88%D9%85%D8%AD%D9%85%D8%AF
اگر ما ابن سیناداریم
بخاطر این ترجمه ها بود
ابن رشد
و ...
ایرانیاا
تنها جیره خوار نبودن
بلکه
عالم بودن
جواب سوالا رو میدادن
تو علم ریاضی و ...
جاحز
الخوارزمی
الگوریتم
از عربی به انگلیسی رفته
افراد خلی در یونان بودند
مازوخیسم =/= سادیسم
خود درگیری
افرادی در یونان بودند که سوالات بسیار پیچیده و اصلی می پرسیدند
خالق هستی
خلقت
آسمان چیست ؟
چرا باران پایین می افتد ولی ستاره نمی افتد
حرکت چیست ؟
آتش چیست ؟
جهان از باد درست شده است ؟
این سوالات هم هنوز هست .
چرا هوا در پاییز سرد میشود
آدم چیه ؟
خدا چیه ؟
در زمان سقراط
فردی به نام دمکریتوس یا در زبان عربی ذیمراقطس روزی نشسته بود و فکر کرد به تقسیم کردن اجسام اینکه اگه نصف کنیم بعد نضف کنیم بعد ...
نظریه دموکریت :
جسم پس از تقسیم شدن های فراوان به جایی می رسد که دیگر تقسیم نمی شود
جه در ذهن
چه در فعل
اتم !
a در زبان های اروپایی پیشوند منفی کننده است
tom تقسیم پذیری
مرکب : تقسیم ناپذیر
آزمایش کرد !
یا فکر کرد ؟
خیر
او با عقلش فکر کرد
او اولین کسی بود که درممورد اتم ها حرف زد و به این فکر کرد !
منطق !
در همان زمان ارسطو آمد !
ارسطو گفت که همه چیز تا آخرین لحظه تقسیم می شود .
و اتمی وجود ندارد .
به این افراد فیلسوف گفته می شد !
ولی الان یونان وضعش خیلیی خرابه
ایران ، یونان ، هند ، عراق و ... که منشا اخبار در گذشته بوده است .
چرا الان هیچ خبری ازشان نیست ؟!
بعله ...
دیو جانس !
فیلسوفی دیگر
روزی با یک چراغ در بازار یونان می چرخید !
همه به او می گفتند که دیوانه است .
خب وقتی که آفتاب است چرا باید چراغ داشت ؟
اون هم با چراغ نفتی ؟
که گران است .
انگا ردنبال چیزی بود !
شیخی ازش پرسید دنبال چی هستی ؟
گفت : به دنبال آدم هستم .
همه مطمئن شدند که دیوانه است .
دی شیخ با چراغ همی گشت گرد شهر
کز دیو و دد ملولم و انسانم آرزوست!
شعر مولوی که منظور دیو جانس رو فهمیده بود .
انسان حیوان ناطق
فرق حیوان با انسان این است که انسان تفکر دارد
و گرنه همه حیوانات حرف هم می زنند .
بعضی از متکلم های عربی می گفتند که اتم نمی توانند گرد باشد و چهارگوش است !
چون اگر گرد باشه داخلش خالی هم است !
پس چهارگوش است !
بعضی ها هم می گفتند کخه بستگی به ماده اش دارد .
یعنی آب گرد است .
فلفل تیز است .
ولی هنوزه که هنوزه کسی نتونسته است اتم را ببیند .
هیچکس
با این همه پیشرفت
ولی فیلسوفان گذشته با تفکر به این ها رسیدند .
نظریه تکامل
باکتری به ماهی به کانگورو به پرنده و ...
درک این مفهوم سخت تر از خلقت است !
هرکسی که ادعایی دارد باید آن را اثبات کند !
مثلا اثبات خدا را ابن سینا و ... دلایل خوبی دارند .
پراگماتیسم : کاری به وجود خدا ندارند ولی فایده هایی دارد . مثلا معاد !
به داروخانه پانصد شخص بودند
که در هر روز نبضم مینمودند
یک دکتر روزی 500 نفر را ویزیت میکرده !
به قولی نونش تو روغن بوده !
قاروره وسیله ای بود که رنگ ادرار رو تشخیص میداند .
طبیب های بدن ==> فیزیولوژی
طبیب های الهی
مولانا گگفته : پزشکان بهتر از خودت دردت را می فهمند
_________________________________________________________________
تو یونان یه آدم هایی بودن که خل بودن نمی تونستن مثل آدم های معمولی زندگی کنند (همش دنبال علم بودن :))
مازوخیسم = خود آسیبی
سادیسم = دیگران آسیبی
مثلا قبل خواب فکر می کردند ماده اولیه جهان چیه ؟ چرا ابر نمی افته ولی باران می افته ؟ و ....
در زمان سقراط(یکی از دانشمندان)
یکی به اسم ذیمراقطس(370 پ م مرد) گفت واقعا ماده رو تا چقدر می شه نصف کرد؟
دموکریت: جسم پس از تقسیم شدن های فراوان به جایی می رسد که دیگر تقسیم نمی شود
جه در ذهن
چه در فعل
a : در زبانهای اروپایی پیشوند منفی ساز
tom: تقسیم پذیری
مرکب: تقسیم ناپذیری(atom)
در عربی : الجز الذی لا یتجرا!
جز لا یتجزی
آیا با میکروسکوپ نوری دیدن ؟ یا با عقل فکر کردن ؟
منطق عقل : روش های تفکر صحیح
ارسطو شاگرد سقراط بود : که گفت تا بینهایت تقسیم میشه و اتم نمیشه
افلاطون هم شاگرد ارسطو
به این آدم ها فیلسوف می گویند
فیل = دوستدار
سوفیا = حکمت
اینا ای کیو بالاتر نداشتن نگاهشان به دنیا فرق داشت
دیوجانس : دکتر خفن اون زمانشان بود که با چراغ رفته بود تو بازار (تو روز) بعد همه گفتن دیونس دنبال چی می کردی ؟
گفت دنبال انسان می گردم !!!!!
بعضی از متکلم های اسلامی می گن : اتم نمیتواند گرد باشد و حتما چهار گوش است! (جز لا یتجزی چهارچوشه!)
چون گفتن نباید جا خالی باشه برای همین اگه دایره باشه بهم بچسبونیم فضای خالی داره
(در کلاس تاریخ)بعد بحث فرگشت اومد گفتیم ما که می شه هم از نظر دینی و هم از نظر فیزیک درسته (یعنی خدا یه کاری کرده که بیگ بنگ بیاد بعد بحث تکامل و ...)
علی بن قطان مروزی
عطار بوده
به داروخانه پانصد شخص بودند
که در هر روز نبضم مینمودند
شنیدن نبض
دیدن رنگ
مشاهده دم
که هنوز هم استفاده میشه
مثلا شیشه قاروره (برای دیدن رنگ ادرار)
مولوی می گه ما دکتر مختلف داریم
یکی که تا این قاروره را می بینه بدون اینکه خودت بدونی میگه نمک بدنت کمه !!!!
و خب بعضی ها هم هستن با دیدن چهرت ازت دلجویی می کند و می دونه غم داری!!!